| zoorba |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
سلامیه مدتی فکر می کردم اصلا persianblog نابود شده
اما بعد یه مدتی متوجه شدم و دوباره وارد شدم و به یاد گذشته و بحرانی ترین و شیرین ترین لحظات زندگیم افتادم
آدری جدیدم هم :
www.zoorbaa.blogfa.com
است
همان زوربا و هان عقاید ولی عاشق تر و سن دارتر
| لینک |
آشنایی با کمانچه
از اواسط دوره ناصری در عهد قاجار بود که با آمدن ویلن به ایران و آشنایی هنرمندان ایرانی با این ساز, به تدریج جایگاه کمانچه در بین اساتید, کم رنگ شد. اکثر کمانچه نوازان به سوی ویلن رفتند و جالب این که ابتدا آن را نیز به شیوه کمانچه می نواختند و به دلایلی از جمله اینکه, ویلن سازی غربی بود و صدای نسبتا واضح تری در مقایسه با کمانچه داشت (به قول روح الله خالقی «صدای تودماغی» کمانچه), کم کم در موسیقی ایرانی رواج پیدا کرد.
کمانچه, این ساز اصیل ایرانی, رو به نابودی بود. تا اینکه اصغر بهاری به پیشنهاد استاد خالقی, کمانچه نوازی را گسترش و آن را دوباره احیا نمود تا جایی که نسل امروز کمانچه نوازان ما, همگی خود را مدیون وی و فعالیتهایش می دانند.
کمانچه, سازی است شهری و جزو گروه سازهای زهی - آرشه ای محسوب می شود. این ساز ظاهری بسیار زیبا دارد که دارای ۴ قسمت اصلی است: کاسه - دسته - پایه و کمان.
کاسه آن تقریبا کروی شکل است که قسمتی از آن برداشته شده و روی آن پوست کشیده می شود. روی پوست, خرک کوچکی شبیه به خرک تار و سه تار ولی نه کاملا عمود بر سیم ها, قرار گرفته. دسته کمانچه, تو پر بوده که به طور نامحسوس با شکل مخروط وارونه درست شده و فاقد دستان (پرده) است. طول دسته ۳۱ تا ۳۸ سانتی متر, با قطر ۳ الی ۵/۴ سانتی متر است.
برای کاسه کمانچه که به صورت چند تکه تَرَکی و یک تکه است, از یکی از چوب های افرا, توت, جوز هندی و یا گردو و با پوست بره تودلی و یا شکمبه گوسفند و برای آرشه آن نیز, از چوب درخت خیزران یا چوب عناب یا گردو به همراه موی اسب, استفاده می شود. قطر دهانه کاسه ۵/۹ تا ۱۰ سانتی متر, عمق آن ۱۲ سانتی متر و ضخامتش بین ۵ تا ۷ میلی متر است.
در قسمت پایین کمانچه, معمولا پایه نسبتا بلندی (به طول ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر) نصب می کنند که نوازنده, این پایه را برای سهولت درنوازندگی, بر رو یا بین پاهای خود قرار می دهد. طول کمانچه بدون این پایه فلزی, ۶۵ سانتی متر است. قسمت بالای دسته, از چوب درخت گردو و در ناحیه انگشت گذاری, از چوب فوفل است و با استخوان, شاخ و یا صدف تزیین می شود.
کمانچه در قدیم ۳ سیم داست (می - لا - ر) و به احتمال زیاد بعد از ورود ویلن به ایران, سیم چهارم نیز به آن افزوده شد. کوک و فاصله صدایی این سیمها با یکدیگر, در دستگاههای مختلف, تغییر می کند ولی معمولترین کوک آن بدین صورت است که سیمهای اول و دوم نسبت به یکدیگر, فاصله چهارم یا پنجم داشته و سیم سوم, یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم, یک اکتاو بم تر از سیم دوم است. سیمهای کمانچه در قدیم, از جنس ابریشم تابیده شده بود ولی بعدها سیمهای فلزی, ماندولین و همینطور سیمهای ویلن, جای آن را گرفت.
کمانچه نواز در حین اجرا, ساز را در حول محوری که پایه باشد, می چرخاند و همین عمل, تماس آرشه را با سیمها آسانتر می کند. نوازنده, معمولا ساز را با دست چپ خود گرفته و با انگشتان همان دست, روی سیمهایی که در طول دسته قرار دارند را مالش می دهد و آرشه را که با دست راست خود گرفته, به سیمها تماس می دهد.
بسیاری از صدادهی کم و خش دار کمانچه انتقاد می کنند (البته امروزه, دیگر این مشکل کمانچه تا حدودی رفع شده است) ولی در واقع باید اذعان داشت که کمانچه یکی از خوش صدا ترین و دلنشین ترین سازهای ایرانی است. این ساز, تمام فواصل کروماتیک موسیقی ایرانی را دارا می باشد و به همین دلیل علاوه بر تکنوازی, نقش همنوازی را نیز در گروههای کوچک و بزرگ به خوبی می تواند ایفا کند.
مهمترین کمانچه نوازان از گذشته تا به حال عبارتند از: باقر خان رامشگر, حسین خان اسماعیل زاده, حسین یاحقی, اصغر بهاری, رحمت الله بدیعی, کامران داروغه, داوود گنجه ای, علی اکبر شکارچی, کیهان کلهر, سعید فرج پوری.
| لینک |
دستگاه چهارگاه
در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شده اند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارتند از : دو نیم بزرگ ، سوم بزرگ ،چهارم درست ، پنجم درست ، ششم نیم بزرگ ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگهای آن هم با یکدیگر برابر است. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی می توان آن را از سایر گامها تشخیص داد. از میان مقامات ایرانی و بخصوص موسیقی مشرق زمین، شور، سه گاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهمتر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص می دانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است_ دانگهایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصله ی آخر آنها نیم پرده است_ و همین طور فاصله ی هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصله ی محسوس تا تونیک نیم پرده می باشد. از گوشه های اصلی این دستگاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد
دستگاه چهارگاه از نظر علم موسیقی یکی از مهمترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون پایین رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده می باشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی می توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، ماهور تبدیل به چهارگاه می شود.
چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج می رود. این گوشه با این که نت شاهد و ایست ثابتی ندارد ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمی رسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشه ای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان بخصوص سنتورنوازان، مشکل ساز می شود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت »فا« را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر می شود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم می ریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی می کنند.
اما روی هم رفته چهارگاه را می توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا دار است
| لینک |
سلام باید اعتراف کنم نمی دانم اگر صدای شجریان نبود چگونه به زندگی ادامه می دادم.آنقدر صدا و شخصیت ایشان در من تاثیر گذاشته است و آنقدر تاز شنیدن آثار استاد غرق لذت می شوم که نمی توانم باور کنم چگونه بعضی افراد بدون آن زندگی می کنند.
یک نکته:ای کاش مسیر استاد شجریان و استاد مشکاتیان از هم جدا نمی شد.دو اعجوبه ای که دیگر تکرار نخواهند شد.ای کاش به خاطر موسیقی ایرانی و به عشق مردم باز هم کار مشترکی از این دو عزیز بشنویم.خدا نگهدار هر دوی این عزیزان و شما باشد.
اول مهرماه، سالروز تولد محمد رضا شجریان از اساتید نامی آواز ایران است. شخصیتی که از حدود چهل سالگی خود به بعد، همیشه در آواز ایران مطرح بوده و از دیدگاه بسیاری بیش از ۲۵ سال است که وی در قله آواز ایران ایستاده است. بسیاری از اهالی موسیقی بر این اعتقادند که شجریان همچون بزرگانی چون صبا، تهرانی، شهناز، بهاری و پایور، یک اتفاق تکرار ناپذیر در موسیقی ما بود که این اتفاق از دید بسیاری در چند سال آینده نیز به عنوان مطرح ترین چهره آوازی خواهد بود. در مورد آینده آوازی ایران به قاطعیت نمی توان نظر داد ولی آنچه که مسلم است، شجریان چهره ای بود که تبدیل به یک الگو برای خوانندگان جوان شد و سال های سال، آرزو و هدف خوانندگان بسیاری رسیدن به جایگاه و سبک محمد رضا شجریان خواهد بود.
مختصری به بررسی زندگی نامه شجریان در سال های دور بپردازیم. شجریان در تاریخ اول مهرماه سال ۱۳۱۹ شمسی در شهر مشهد دیده به جهان گشود. علاقه به آواز و خوانندگی از همان سنین کودکی در وی وجود داشت و تلاوت قرآن با صوتی خوش، آغازی بود بر موفقیت های بسیار هنری محمد رضا شجریان. در سال ۴۰ توسط آقای جلال اخباری با ساز سنتور آشنا شد و از همان زمان به تحقیق در ساخت سنتور پرداخت و اولین نتیجه این پژوهش ها، ساخت اولین سنتور با چوب توت در سال ۴۲ بود.محمد رضای جوان که در آن سال ها در آموزش و پرورش مشغول بود، توانست در سال
شجریان بیش از ۴۰ آلبوم در دستگاه های مختلف و متناسب با شرایط مختلف منتظر کرده است. از مطرح ترین آثار وی می توان به آلبوم های آستان جانان، بیداد، سر عشق، دستان، فریاد، عشق داند، گلبانگ، سرو چمان و سپیده اشاره کرد. شرح قالب و شاعران اشعار آثار شجریان به قرار زیر است:۴۶ از مشهد به تهران انتقال یابد. در همان سال با بزرگانی چون عبادی (استاد سه تار)، مهرتاش (استاد آواز)، بوذری (استاد خوشنویسی) و ورزنده (استاد سنتور) آشنا شد. وی با نام مستعار "سیاوش بیدکانی" در رادیو ایران آغاز به کار کرد و پس از آن در سال های بعد با بزرگان بسیاری آشنا شد. بزرگانی چون نورعلی خان برومند، عبدالله خان دوامی، جلیل شهناز، فرامرز پایور، محمد رضا لطفی، رحمت الله بدیعی، علی تجویدی، هوشنگ ظریف، حبیب الله بدیعی، ناصر فرهنگفر، پرویز مشکاتیان، فرهنگ شریف و بزرگان بسیاری که همکاری محمد رضا شجریان با آنها، باعث شد تا وی گنجینه آوازی بسیار ارزشمندی از موسیقی اصیل ایرانی شود.قالب غزل
ــــــــــــــــــــ حافظ : ۳۶ %قالب غزل ــــــــــــــــــ
سعدی : ۲۰ %قالب غزل ــــــــــــــــــــــ
عراقی : ۵ %قالب غزل ــــــــــــــــــــــ
عطار : ۱۴ %قالب غزل ـــــــــــــــــــ
مولوی : ۲.۵ %قالب دو بیتی ــــــ
باباطاهر : ۱۸.۵ %چهارپاره ـــــــــــــــــــــ
مشیری : ۱ %مثنوی ـــــــــــ
مولوی و دیگران : ۱ %شعر نو ــــــــــــ
شجریان در طول این سال ها، شاگردان بسیاری داشت. کسانی که امروز خود از آوازخوانان مطرح در جامعه ما هستند و عده ای هم از آنان شده اند منتقد شجریان!!! بهترین شاگرد وی، فرزندش همایون شجریان می باشد که از اوایل دهه ۷۰ به بعد، در اکثر کارهای پدر به عنوان نوازنده تنبک حضور داشته و در سال های اخیر در کنسرت های استاد شجریان، به تکخوانی و نیز همخوانی با پدر نیز پرداخته است.اخوان و دیگران : ۲ %در گذشته موسیقی ایران، افراد بسیاری همچون زنده یاد ادیب خوانساری بودند که صداهای بسیار دلنشین و زیبایی داشتند ولی نتوانستند به جایگاه محمد رضا شجریان در میان عموم مردم دست پیدا کنند
. قطعاً صدای خوب شرط لازم است ولی هرگز کافی نبوده و نیست. علل و عواملی مختلفی از دید نگارنده در محبوبیت محمد رضا شجریان دخیل بوده اند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:شجریان از آلودگی هایی که ممکن است دامن گیر خوانندگان مطرح در جامعه ما شود، دوری جسته و همواره با رفتار هوشمندانه اجازه تخریب جایگاه خود را به دیگران نداده است
.آثار شجریان همواره با اصالت و پختگی موسیقی اصیل ایرانی همراه بوده و شجریان هیچ گاه موسیقی مجلسی
(به قول بعضی از دوستان مطربی) ارائه نداده است. همچنین شجریان هیچ گاه به سمت موسیقی بازاری کشیده نشد و برخلاف بعضی از خوانندگان امروزی، هنر را فدای پول و محبوبیت مقطعی نکرد.
آثار شجریان همیشه متناسب با حال و هوای جامعه بوده و با این که شجریان سیاست را جدا از موسیقی می داند، ولی همواره آثار وی، به نوعی بیانگر حال و هوای سیاسی اجتماعی جامعه ایران بوده است. آثاری چون زمستان است و بیداد که کاملاً بیانگر نکته فوق
می باشند.
رمز اصلی محبوبیت شجریان در جامعه امروزی، تعامل بسیار خوب وی با مردم می باشد
. اخبار ۳ سال اخیر کاملاً بر این نکته مهر تأیید می زنند. پروژه بسیار بزرگ باغ بم همچنان نیز در صدر اخبار موسیقی ما می باشد. پرژوه ای که در آغاز با حمایت تمامی اهالی فرهنگ و هنر آغاز شد و به مرور بر همگان ثابت کرد که چه کسانی برای هنر این سرزمین دل می سوزانند و چه کسانی دم از انسانیت و حمایت از هنر می زنند.دو اثر مثنوی مولانا و نیز قطعه ربنا، رمضان های بسیاری با تمام مردم ایران همراه بوده اند
. فریاد ربنای شجریان بارها و بارها در گوش ایرانیان پیچیده و درون آنها را متحول کرده اما هنوز بسیاری هستند که نمی دانند این صدای ملکوتی متعلق به کیست (!) و این بسیار جای تأسف دارد.شجریان در چند سال اخیر با آقایان حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان همکاری کرده و کنسرت ها متعددی در داخل و خارج کشور با این گروه داده است
. شجریان معتقد است که سنت سنت شکنی حسین علیزاده می تواند راهگشای مشکلات فعلی موسیقی ما باشد.
در پایان خاطره ای از زبان همسر استاد غلامحسین بنان:
یک روز توی دفتر برنامه گلها، کنار بنان نشسته بودم
. یکی آمد به بنان گفت : آقا، جوانی آمده ، می خواهد صدایش را امتحان کنید. چند لحظه بعد جوانی از در وارد شد و با ادب جلوی بنان ایستاد. بنان پرسید : شغل شما چیست؟ گفت : معلم هستم. بنان پرسید : چرا می خواهی شغل با ارزش معلمی را رها کنی و خواننده بشوی؟ گفت : راستش به این کار علاقه مندم. آن وقت بنان لبخند زد و گفت : راه درازی را در پیش داری، راهی مشکل و پر فراز و نشیب. آیا می توانی از پس این دشواریهای راه بر آیی؟ جوان در حالی که سرش را زیر انداخته بود و تا بناگوش سرخ شده بود، گفت : بله ، می توانم. چون این کار را دوست دارم. به هر حال آن جوان کار آموزش را بطور جدی دنبال کرد و امروز وی (محمد رضا شجریان) بهترین خواننده ایران است.برای محمد رضا شجریان آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون در تمامی زمینه ها به خصوص در موسیقی ایران داریم و امیدواریم که این گنجینه با ارزش، سال های سال در کنار موسیقی ما باشد
*برگرفته از سایت چهارمضراب.در این میان لازم است به این نکته نیز اشاره شود که اختلاف محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان لطمه های جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی معاصر ما وارد کرد. شاید سال های سال، دیگر آثاری چون آستان جانان و دستان ساخته نشوند.
| لینک |
تار, سازی دلنشین
« تار » از مهترین سازهای زهی – زخمه ای (مضرابی) موسیقی ملی است که تقریباً تمام ویژگیهای اصیل و سنتی قومی ایرانی را دارا می باشد.
لفظ « تار » (البته در معنی ساز), در اصل به زبان سانسکریت و « تره » بوده است و طبق شواهد تاریخی, استفاده از آن (البته با شکل ظاهری امروزی اش) از گذشته های نچندان دور در بین مردم و بخصوص در شهرها متداول بود.
اوج دوران استفاده از این ساز, در عهد قاجار بود. به قدیمی ترین تارنوازی که می توان, به او به طور مستند اشاره نمود, «آقا علی اکبر خان فراهانی» است که در عهد ناصری می زیست. بعدها استادان دیگری یک به یک آمدند و هر کدام نقشی بر این ساز زدند و ...
«تار » از دو قسمت کلی تشکیل شده است: کاسه (شکم) و دسته.
کاسه تار که مهمترین بخش ساز است, معمولا دو تکه و از جنس چوب فوفل یا گردو و حتی توت کهنه ساخته می شود که بعد از به هم چسباندن دو قطعه, قسمت فوقانی آن دارای دو حفره کوچک و بزرگ است که به یکدیگر متصل می شوند و بوسیله پوست بره تودلی که به روی آن می کشند, ساخته می شود. قسمت کوچک تر کاسه را « نقاره» می گویند.
دسته تار (45 تا 50 سانتی متر) که جداگانه ساخته و بعداً به کاسه وصل میشود, بوسیله قطعات شاخ یا استخوان شتر تزیین می شود. تعداد 5 پرده از جنس روده گوسفند بر روی دسته تار بسته می شود. امروزه تعداد پرده (دستان) ها در تار 28 عدد است که باید با اندازه های متفاوت ولی مشخص روی دسته بسته شود.
خرک تار که معمولاً از شاخ گوزن است, بر روی پوست کاسه قرار می گیرد و شش سیم از روی آن عبور کرده و به گوشیها بسته می شود. شش سیم تار عبارتند از دو سیم سفید (پایین) که همصدا کوک می شوند, دو سیم زرد (همصدا), یک سیم سفید نازک (به نام «زیر») و بالاخره یک سیم زرد (بم), که معمولاً دو سیم آخر را به فاصله یک اکتاو کوک می کنند.
تار در ابتدا 5 سیم داشت و «درویش خان» برای اولین بار سیم ششم را به آن افزود. فاصله سیمهای همصوت سفید, نسبت به سیمهای زرد غالباً «چـهارم» و سیمهای سفید نسبت به سـیم بم, مـعمولاً فاصله یک اکـتاو (هفتم) را تشکـیل می دهند. (به این ترتیب اگر سیمهای همصدای سفید را «دو» کوک کنیم, سیمهای زرد باید غالباً «سل» و سیم بم «دو» یا «ر» کوک شوند.) بدیهی است که کوک تار, ممکن است در دستگاهها و آوازهای مختلف تغییر کند. حجم صدادهی این ساز, نسبتا زیاد و از حیث گستردگی نوازندگی, تقریبا کامل است, به طوریکه دارای تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی است.
تار با مضرابی کوچک (زخمه) از جنس برنج به طول تقریبی 3سانتی متر, نواخته می شود به طوریکه قسمتی از نصف طول مضراب, برای آنکه در دست نوازنده راحت قرار گیرد, با موم پوشیده می شود.
تار صدای بسیار زیبا و دلنشینی دارد که مونس انسان در تنهایی است. این ساز از عهده تکنوازی و همنوازی (حتی در ارکسترهای بزرگ), به خوبی بر می آید.
البته به پیشنهاد علینقی وزیری, «تار آلتو» (که سیمهای آن یک چهارم از تار معمولی بم تر است) و همچنین «تار سوپرانو» (که یک پنجم بالاتر از تارهای معمولی کوک می شود), برای اجرا در ارکسترها, ساخته شد که هنوز هم کم و بیش از آن استفاده می شود.
از مشهورترین تارسازان می توان به «یحیی» (که مشهورترین و کاملترین تارها را می ساخت), «استاد فرج الله», «ملکم», «شاهرخ» و همینطور «استاد سید جواد چایچی» اشاره کرد و همینطور بزرگترین نوازندگان تار از گذشته تا اکنون که عبارتند از: میرزاحسینقلی, میرزا عبدالله, درویش خان, مرتضی نی داوود, حسین بیگچه خانی, جلیل شهناز, فرهنگ شریف, هوشنگ ظریف, محمدرضا لطفی, محمد علیزاده.
:منابع
[۱] سازشناسیِ، پرویز منصوری، انتشارات زوار ۱۳۸۰
[۲]اطلاعات جامع موسیقی، بهرام نفری، انتشارات مارلیک ۱۳۸۰
سایت چهارمضراب
| لینک |
سلام مطالب زیر را از یک سایت موسیقی گرفتم و چون خیلی جالب بود براتون آوردم از گردآورنده این مطالب تشکر می کنم.
نخستین سرود رسمی ایران
اولین سرود رسمی ایران به نام سلام دولت علّیه ایران در جریان انقلاب مشروطیت توسط سالار معزز ساخته شده و نت (بخش پیانوی آن) به اروپا ارسال شده و در آن دیار به طبع رسید. و چنانکه گفته اند: این سرود توسط سالار معزز برای کلیهٔ سازهای نظامی تنظیم شد و برای دولتهایی که انقلاب مشروطیت ایران را پذیرا شدند ارسال گردید.
نخستین مدرسه موسیقی در ایران
شعبه موزیک دارالفنون نخستین مدرسه موسیقی در ایران است که در سال ۱۲۴۸ هجری شمسی به ریاست مسیو لومر فرانسوی تأسیس یافت.
نخستین کتاب موسیقی نظری
نخستین کتاب موسیقی نظری جدید که از نوشتههای مسیو لومر فرانسوی بود در همان زمان توسط مزین الدوله نقاشباشی به فارسی برگردانده شد و در دسترس هنر آموزان قرار گرفت و در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی تعلیم موسیقی رسماً در برنامه مدارس قرار گرفت.
نخستین پیانو در ایران
نخستین پیانویی که به ایران آوردند، پیانویی کوچک بود که به تناسب وسایل حمل و نقل آن زمان انتقال آن از فرانسه به ایران امکانپذیر باشد. بدین جهت این پیانو فقط دارای پنج اکتاو بود که صفحه جای انگشت آن از پیانو جدا میشد و حمل آن را تسهیل میکرد.مشیر همایون شهردار، استاد پیانو مینویسد: " این پیانو را در سال ۱۳۱۴ هجری شخصاً به اتفاق پدرم در منزل مرحوم " عضدالدوله" پدر عین الدوله دیدم که روی آن به زبان فرانسه عبارتی نوشته شده بود حاکی از آنکه پیانوی مذکور را ناپلئون به فتحعلی شاه اهدا نموده است.
نخستین انجمن موزیک و نخستین کنسرت خیریه
در سال ۱۲۸۸ هجری قمری ,ایران به یکی از بزرگترین قحطیها و مرگامرگیهای تاریخ معاصر خود دچار گردید. در آن بحبوحه میرزا حسین خان سپهسالار به صدارت رسید. به علاج آن واقعه، نخست میرزا عیسی وزیر دارالخلافه را که به همدستی نانوایان، سختی بیش از پیش قحط و غلا را موجب بود، برکنار کرد. کار دیگرش برپایی مجلس اعانه بود در رمضان ۱۲۸۸ هجری قمری. همزمان با این رویداد، " ژان باتیست لومر" رئیس موزیک چیان سلطنتی و معلم موزیک محفل سرگرمی و تفریح فرنگیان مقیم ایران، به افتتاح انجمن موسیقی تحت عنوان انجمن موزیکان مبادرت ورزید و در نخستین اقدام خود، جهت معاضدت به مجلس اعانت دارالخلافه به برپایی نخستین کنسرت خیریه اقدام کرد.
نخستین ارکستر رادیو
هنگامی که ایستگاه فرستنده به کار افتاد کار موسیقی رادیو را بعهدهٔ کمسیونی گذاشتند که جز ً تشکیلات سازمان پرورش افکار بود و پس از تشکیل ادارهٔ تبلیغات امور هنری موسیقی نیز به ادارهٔ موسیقی کشور سپرده شد و شامل چند قسمت بدین شرح بود: موسیقی ایرانی توسط هیاًت نوازندگان و موسیقی اروپایی به وسیله ارکستری از استادان و هنرجویان هنرستان عالی موسیقی و غیر از این دو قسمت، بقیه ساعات پخش موسیقی با صفحه برگزار میشد. اولین هیاًت ارکستر عبارت بودند از نامیترین نوازندگان آن زمان به شرح زیر ابوالحسن صبا (رئیس ارکستر)، ابراهیم منصوری و مهدی خالدی (نوازنده ویلن)، مرتضی نی داود و موسی معروفی و عبدالحسین شهنازی (تار)، حبیب سماعی (سنتور)، مرتضی محجوبی و جواد معروفی (پیانو)، حسین تهرانی (ضرب). از آذر ۱۳۳۰ ارکستری به نام ارکستر نوین تشکیل شد که رهبری آن را استاد علینقی وزیری بعهده داشت و اولین ارکستری بود که آهنگهای موسیقی ایرانی را با هارمونی اجرا میکرد. خوانندهٔ آن هم عبدالعلی وزیری بود. این ارکستر آهنگهای بی آواز نیز اجرا میکرد.
نخستین نوازنده ویولون در ایران
ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تاًسیس شعبهٔ موزیک دارالفنون، و آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قرهنی در ایران معمول گردید مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از شعبهٔ موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم میداد. و ظاهراً از قدیمیترین مربی و معلم ویولون بود. حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین، را قدیمیترین ایرانی نوازندهٔ ویولون معرفی کرده است ولیکن " روح الله خالقی " در کتاب سرگذشت موسیقی، "تقی دانشور " (اعلم السلطان) را نخستین ایرانی مینویسد که با ویولون آشنا شده است.
نخستین موسیقیدانی که اقدام به نوشتن دستگاه ماهور کرد
سالار معزز از نخستین کسانی است که نوت را برای ثبت الحان موسیقی ملی ایران برگزید (قبل از وی لومر دست به این کار زده بود). این هنرمند برای فاصلههای ربع پردهای (نیم بمل یا کرن امروز) علامتی را که همان ایام احتمالاً نزد مصری ها و عراقی ها متداول بود اختیار کرد و با اتخاذ این روش برای نخستین بار اقدام به نوشتن دستگاه ماهور کرد.
نخستین مدرسه موسیقی به روش علمی در ایران
مدرسه موزیک اولین مؤسسه دولتی است که برای تعلیمات موسیقی به روش علمی در ایران دایر شد، ولیکن چون منظور از تأسیس آن بهبود وضع موسیقی نظامی بود بیشتر از این نظر تعلیمات آن پیشرفت میکرد. شعبهً موزیک دارالفنون در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی از قشون منتزع شد و جزو یکی از واحدهای وزارت معارف درآمد و به نام مدرسهً موزیک نامیده شد. این مدرسه تا سال ۱۳۰۷ هجری شمسی زیر نظر سالار معزز و معاونت فرزند ارشد ایشان نصرالله خان مین باشیان ملقب به نصرالسلطان اداره میشد و به همین نام باقی بود و از آن پس سازمان آن دگرگون شد و مدرسه موسیقی دولتی نام گرفت.
نخستین کسی که نت و آهنگ را مدون کرد
صفی الدین ارموی، متولد ارومیه (قرن هفتم هجری قمری) در دربار " المستعصم " و " هلاکو " بوده و کتابی دارد به نام ادوار، وی اولین بار نت و آهنگ را مدون کرد و از حالت سماعی به صورت کتاب در آورد. صفی الدین در اصلاح و تکمیل نوآوریها و ابداعات قدمها در موسیقی کوشیده و در فواصل گام نیز تحقیقاتی کرده است. او با بصیرتی که در علم و عمل موسیقی داشت نظر قدما را در پرده بندی عود تعدیل کرد و با تصرفات استادانه پردههای غیر لازم را حذف و محل پردههای مناسب را تثبیت نمود. صفی الدین اعتدالی در گام موسیقی ایران به وجود آورد و گام او در هر اکتاو شامل هفده فاصله بوده است. نوشتهاند که او موسیقی را به ترتیب جدیدی تنظیم کرد و روش وی مورد قبول و ملاک عمل استادان پس از او گردید و این روش هنوز تا حد زیادی در کشورهای اسلامی متداول است. ابتکار بعضی الحان و مقامها یا شعبهها و گوشهها را به وی نسبت داده اند. چنانکه خود در شرح حال خویش تلویحاً به ساختن آهنگ طرب انگیز اشاره میکند و طرب انگیز یکی از شعبهها و گوشههای دستگاه ماهور است که اکنون استادان، فن آن را مینوازند. بعضی از تاریخ نویسان، " ارموی " را بزرگترین موسیقیدان ایران و پس از " اسحاق موصلی " بزرگترین موسیقیدان دوره اسلامی میدانند. کتابهای او از مهمترین مآخذ موسیقی ایران دوره اسلامی است. وی برای نخستین بار آهنگ موسیقی را با الفبای ابجدی و عدد نوشت، و بدین شیوه توانست نغمههایی را که پیش از این از راه گوش و سینه به سینه نقل میشد ثبت کند.
نخستین کسی که پیانو را کوک ایرانی کرد
اولین کسی که پیانو را کوک ایرانی کرد و الحان ملی را در آن نواخت " سرورالملک " بود که در هر گام دو پرده را تغییر کوک داد تا بتواند آهنگهای ملی را با آن اجرا کند که کوک پیانو برای این آهنگها به همین صورت است.
گفته شده در سفری که " حاجی میرزا حسین خان سپهسالار "، ناصرالدین شاه را به اروپا برد، در مراجعت چند دستگاه پیانوی بزرگ و کامل برای دستگاه سلطنتی آوردند که به قراین در آن زمان کسی در تهران به نواختن پیانو وقوف نداشت. مرحوم " محمد صادق خان سرورالملک " استاد و نوازندهً بی نظیر سنتور که در نظر ناصرالدین شاه قدر و منزلت مخصوص داشت به مناسبت نزدیک بودن وضع نواختن سنتور و پیانو کوشش کرد که برای خوش آمد شاه نواختن پیانو را فرا گیرد و با آنکه در سنین کهولت بود برای نیل به مقصود از قریحه و نبوغ خویش کمک گرفت و تا حد امکان توفیق حاصل کرد و چون تشخیص داده بود دو صدایی که علاوه بر دوازده صدای موجود در هر گام پیانو مورد لزوم موسیقی ایرانی است در صدای پیانو وجود ندارد همچنان که هنگام نواختن سنتور وقتی میخواهد از آهنگی به آهنگ دیگر بروند و حتی در حین نواختن همان یک آهنگ برای به دست آوردن آن دو صدا نیز خرک سنتور را پس و پیش میکنند، سرورالملک نیز با تغییر کوک دو صدای مورد احتیاج موسیقی ایرانی، کوکی را که حالا مشهور به کوک شور است ابتکار کرد.
نخستین دانشمندی که در ایران در فن موسیقی علمی و عملی کتاب نوشت
نخستین دانشمندی که پس از اسلام در ایران در فن موسیقی علمی و عملی کتاب نوشت فیلسوف و ریاضیدان و موسیقیدان بزرگ ایران ابونصر فارابی است که در سده چهار هجری میزیست. فارابی که خود در علم و عمل این فن مهارت داشت نخستین کتاب جامع خود را در این رشته نوشت. پیش از او نیز به دانشمند و طبیب نامی ایران محمد بن زکریای رازی نوشتن رسالهای را در موسیقی نسبت دادهاند به نام " فی الجمل الموسیقی ". پس از فارابی، حکیم و دانشمند نامی ایران ابو علی سینا در کتاب شفا بابی را با عنوان فن به موسیقی اختصاص داد و دانشمند کم نظیر ایران ابو ریحان بیرونی در کتاب" الاستخراج الاو تار فی الدائره" را در موسیقی نوشت. پس از ابن سینا از جمله شاگردان او " ابو منصور زیله " کتاب الکافی الموسیقی را به رشتهً تحریر کشید.
نخستین مجموعه آلات و ادوات موزیک در ایران
در سال ۱۳۰۴ هجری قمری " کلنل اسمیت " انگلیسی، رئیس تلگرافخانه انگلیس در تهران، مجموعهای از آلات و ادوات موزیک مفضض (آبکاری شده) شصت نفره ساخت انگلستان را که همه به نشان دولتی ایران مزین بوده است از طرف ملکهً انگلستان به ناصرالدین شاه هدیه کرده و مورد عنایت خاصه پادشاه قاجار واقع شده است. به نظر میرسد این مجموعه موزیک اولین و جامعترین مجموعه موزیکی بوده که تا آن تاریخ به ایران رسیده است.
نخستین کسی که موسیقی ایران را متحول کرد
غلامحسین درویش از هنرمندان نامی و استاد اواخر دورهً قاجاریه است. وی در سال ۱۲۵۱ هجری شمسی در تهران متولد شد. پدرش چون به موسیقی علاقه داشت غلامحسین را به مدرسهً موزیک دارالفنون سپرد و وی به فراگرفتن خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد. غلامحسین به دربار شاهی رفت و آمد داشت و ساز نوازندگان را میشنید. سپس پیش " آقا حسینقلی " به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سالها تمرین در نواختن تار و بویژه سه تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد. با ظهور جنبش مشروطه در نخستین سر کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت. درویش خان، نوعی آهنگ ضربی به نام پیش درآمد ساخت که تا سالها بعد از او، رواج بسیار داشت. " سعدی حسنی " در کتاب تاریخ موسیقی دربارهً پیدایش موسیقی نوین ایران مینویسد: " نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش (۱۲۵۱ - ۱۳۰۵ هجری شمسی) آغاز کرد. درویش در نواختن تار دست داشت. تا آن زمان تار پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) داشت و درویش از روی سه تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن وقت تار دارای شش سیم شد. درویش در زمان تحصیل در مدرسهً موزیک نظام که تحت نظر " لومر " اداره میشد متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد، به این جهت آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر" درآمد" که پیش از آواز نواخته میشد قطعهً ضربی دیگری به نام پیش درآمد به آن افزود. این استاد کم نظیر موسیقی ایران در شب چهارشنبه دوم آذرماه ۱۳۰۵ هجری شمسی هنگامی که از منزل یکی از دوستان به خانه میرفت درشکه اش با اتومبیلی تصادف کرد و بر اثر ضربهای که بر سر او وارد آمد چنان به سختی صدمه دید که در دم جان سپرد. محمد هاشم میرزا متخلص به «افسر» در مدح این استاد و «درویش عبدالمجید طالقانی» مبتکر خط شکسته فارسی که هر دو طالقانی هستند دو بیت زیر را سروده است:
درویش زمان ما و درویش نخست هریک به رهی رسم تجدد میجست
آن یک خط راست را شکسته بنوشت وین موسیقی شکسته را کرد درست
ایرج میرزا نیز در وصف او از زبان «زهره» در منظومهً «زهره و منوچهر» گفته است: تار نهم در کف درویش خان.
| لینک |
فيلم ۳۰۰ را ديديد؟
نمی خواد به خودتون زحمت بديد
من ديدم
دقيقا نتيجه عملکرد مغرضانه و نا بخردانه قدرتمندان و دولتمردان ما برای ناديده گرفتن و زير پا گذاشتن تمدن بی بدیل آریاییه .....
و باز و باز وا حسرتا!!!!!!!!!!!!
آخه سروران ما
درسته ما همچون گوسفندیم و شمایید که فقط
می فهمید و می دانید و چوپانان مایید(العلما راع و ....)
ولی اگه می خاهید چیزی را پر و بال بدید
لطفا دنبال ارزش هاش بگرديد
نه اينکه يه چيز ديگه را لجنمال کنين
؛گفتا ز که ناليم
از ماست که بر ماست؛
| لینک |
تمام کائنات و تمام شهرهای جهان با لحظه با تو بودن برابری نخواهد کرد........
دلتنگ .....
| لینک |
همیشه از خدا بهترینها را خواسته ام
و شاکر بوده ام بسبب طبعی که به من بخشیده است
و آنچه به من
من اکنون ازو پاداش عاشقی می خواهم
ازو تنها و تنها
یک طبقه از بهشتش را می خواهم
به شرط آنکه هر روز به خانه ما بیاید و ........
| لینک |
کهن زمانیست که حافظ نیست
سعدی نیست رودکی نیست و رومی نیست
بازاماچشمه شعرخروشان است
آسمان شعر لیکن نیک نورانیست
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هفت آسمان شعرما تنها از تک ستاره ای نورباران است
و عجبا که چه درخشان و سحرانگیز
چون که نورش سایه ایست از آفتابی که همه نوراست و نور
در خنکای امن این سایه گرمای پر لطافت آفتاب
پوستت را نوازش می دهد
و چگونه است جمع این اضداد یا که او از تبار خورشید است؟
همراهش چو شوی با خود توراخواهد برد
رفیق لحظه هایت همه لحظه هایت خواهد شد
چو غم روی نماید ساقی می شود و باده میرساند
درین سرای بی کسی بر درت می زند و پرنده ای می شود به دشت پر ملالت
گریه بید را در جوی می بیند و نشانت می دهد ..................
و او سایه ات میشود
و خود چه پسندیده گفت :
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا
درسایه حق باشی و سایه سار دوستدارانت
۲۳ دی ۸۵ اصفهان
| لینک |


آثار شجریان همیشه متناسب با حال و هوای جامعه بوده و با این که شجریان سیاست را جدا از موسیقی می داند، ولی همواره آثار وی، به نوعی بیانگر حال و هوای سیاسی اجتماعی جامعه ایران بوده است. آثاری چون زمستان است و بیداد که کاملاً بیانگر نکته فوق
در پایان خاطره ای از زبان همسر استاد غلامحسین بنان:
در این میان لازم است به این نکته نیز اشاره شود که اختلاف محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان لطمه های جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی معاصر ما وارد کرد. شاید سال های سال، دیگر آثاری چون آستان جانان و دستان ساخته نشوند.
